الفيض الكاشاني

179

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مرگ قطع مىشود . از طرفى دنيا كشتزار آخرت است ، و مىتوان از آنچه خدا در دنيا آفريده زاد و توشه‌اى براى آخرت برداشت . همانطور كه مختصر مالى براى خوراك و لباس لازم است ، براى زندگى كردن در ميان مردم نيز اندك مقامى لازم است ؛ و همانطور كه آدمى از خوردن غذا بىنياز نيست و مىتواند غذا يا مالى را كه با آن غذا مىخرد دوست بدارد ، از خدمتگزار و رفيقى كه به او كمك كند و استادى كه راهنمايش باشد ، و سلطانى كه پاسداريش كند و ظلم اشرار را از او دفع كند بىنياز نيست . بنابراين اگر دوست بدارد كه در دل خدمتگزار خود جايگاهى داشته باشد كه او را به خدمت به مولا وادار كند نكوهيده نيست و نيز اگر دوست بدارد كه جايگاهى در دل رفيق خود داشته باشد كه با او حسن سلوك و رفاقت داشته باشد و به او كمك كند مذموم نيست ؛ و نيز اگر دوست بدارد كه در دل استاد خود موقعيّتى داشته باشد كه خوب به او توجّه كند و به تعليم و ارشاد او بپردازد نكوهيده نيست ؛ و اگر دوست بدارد كه در دل شاه جايگاهى داشته باشد كه او را بر دفع شرّ از او وادار كند مذموم نيست ، زيرا جاه و مقام مانند مال وسيله‌اى براى رسيدن به اهداف است ، و با هم فرقى ندارد ، جز اين كه تحقيق مطلب اين است كه مال و مقام در نظر انسان محبوبيّت ذاتى نداشته باشند ، بلكه نظير آن است كه انسان دوست بدارد در خانه‌اش طهارتگاه داشته باشد تا قضاى حاجت كند و دوست بدارد كه حاجتش بدون طهارتگاه برآورده شود تا به آن محتاج نباشد چنين شخصى محققا خود طهارتگاه را دوست ندارد . بنابراين هر چيزى كه قصد شود با آن به محبوب برسد محبوب نيست ، بلكه هدفى كه به آن مىرسد محبوب است ، و تفاوت دو مورد با يك مثال درك مىشود : مثلا گاه مردى همسر خود را دوست مىدارد از آن نظر كه وسيلهء دفع شهوت است ، چنان كه با رفتن به طهارتگاه موادّ زايد را دفع مىكند و اگر شهوت خود را بتواند از راه ديگرى دفع كند همسرش را ترك خواهد كرد ، همانطور كه اگر بتواند بدون طهارتگاه قضاى حاجت كند به آنجا وارد نمىشود ؛ و گاه همسرش را